اهمیت جوامع الحکایات عوفی از نظر داستانی
محمد غضنفر علی ورائیچ[1]
چکیده:
نمونۀ برجستۀ ادبیات داستانی کلاسیک «کلیله و دمنه» به شمار می رود که از سانسکریت به پهلوی و آن گاه از پهلوی به عربی و سپس توسط ابوالمعالی نصرالله به فارسی برگردانده شد، حسین واعظ کاشفی، و ابوالفضل علاّمی آن را به گونه ای دیگر با اسامی انوار سهیلی وعیار دانش به سلک نگارش درآوردند که نمایانگر محبوبیت عامۀ این کتاب بوده است. ده ها اثر داستانی از جمله تمثیلی، عاشقانه ، اخلاقی و سایر آن تا ربع اول قرن هفتم هجری به منصۀ ظهور رسیده بود که صاحب لباب الالباب محمد عوفی در حین اقامت در اُچ (617 تا 625 هـ . ق ) کتاب معروف دومی به نگارش درآورد که عنوان کامل آن « جوامع الحکایات و لوامع الروایات » می باشد. این کتاب بر چهار مجلّد و جمعاً بر صد باب مشتمل است. متن کامل آن تا کنون به طبع نرسیده البته گزیدۀ آن در تهران 22 سال پیش چاپ گردیده است. از لحاظ محتویات حاوی حکایات تاریخی ومضامین و موضوعات متنوّع ومشروح ومفصل است .به گفتۀ ملک الشعرا بهار « لباب الالباب و جوامع الحکایات» مانند دو ستارۀ تابان از مشرق ادبیات ایران همواره می درخشد و تا زبان فارسی زنده است ، علمای فن ادبیات وتاریخ رهین دو کتاب گران بها خواهند بود».
***
ادب داستانی از آغاز جوامع بشری وجود دارد و مردم چندین هزار سال گذشته نیز به همان اندازه به این نوع ادبیات علاقه مند بودند که مردم امروزی. کهن ترین ادبیات همۀ ملّت ها و کشورها همانا ادب داستانی است بمصداق
شراب کهنه مستی ها دگر دارد
اهمیت و افادیت آن کاسته نشده است. بزرگ ترین نمونۀ جهانی ادبیات داستانی کلاسیک کتاب «کلیله و دمنه» است که در سرزمین پهناور و اسرار آمیز شبه قاره در زبان سنسکرت نوشته و جنبه ی تربیتی داشت. چون نویسنده آن را برای تربیت شاهزادگان هند نوشته بود. بعد ازین این کتاب بزرگ به توسط حکیم برزویه به امر نوشیروان عادل ساسانی از هند به ایران برده به زبان پهلوی ترجمه گردید. در زمان عباسیان ابن المقفع این ترجمۀ پهلوی را به زبان عربی برگرداند. در عهد سامانیان رودکی این را منظوم کرد و چهل هزار درم صله یافت. چنانکه عنصری گوید:
|
چهل هزار درم رودکی ز مهتر خویش |
|
عطا گرفت به نظم کلیله در کشور(1) |
بعد ازآن در عهد بهرام شاهی این کتاب معروف از زبان عربی به همان زبان زندۀ دنیا یعنی در زبان فارسی ترجمه شد و ابوالمعالی حمید الدّین نصرالله این را به شیوۀ خاص نوشت. مدتی بعد کلیله و دمنۀ نصر الله را ملاّحسین واعظ کاشفی به شیوۀ مخصوص خود نوشت وا ین را «انوار سهیلی» نام گذاشت و کتابی خود را به نام امیر شیخ احمد سهیلی منسوب کرد. در عهد جلال الدّین اکبر شاه، یک نویسنده ای بزرگ ابو الفضل علامی ابن شیخ مبارک این کتاب را از سرنوشت و نام این تصنیف «عیار دانش» گذاشت. این کتاب وقیع و پُرارزش چندین مرتبه از یک زبان به زبان دیگر ترجمه شد و چندین مرتبه در همین زبان نوشته شد. این کتاب قبول عام فوق العاده یافت.
کلیله و دمنه را نکته آغاز ادبیات داستانی می تواند گفت و در حفظ این اثر مهم در سرزمین ایران و زبان مردم آن نواحی نقش مهمی را ایفاد کرد و از برگرداندن از پهلوی این کتاب را محفوظ کرد ورنه ادبیات جهانی ازین اثر نفیس و باهدف محروم می ماند . با توجه باحتوای کلیله و دمنه ، به این نتیجه می رسیم که ادبیات داستانی خاور زمین رسالت تربیت انسانی و اخلاقی بود و جنبه ی سرگرمی و داستانها فرعی بود. نمونه های ادبیات داستان کهنی رنگ اساطیری نیز دارد و در قدیم ترین حکایات حیوانات مختلف در داستانها نقش برجسته ای را ایفاد می کنند و آفریندگان این داستان ها را توسط مکالمه های حیوانات پیغام خویش ابلاغ می نمایند. وقتی تمدن و فرهنگ بشر پیشرفت کرد جنبه ی اساطیری در داستان ها کم رنگ شد. و حکایت ها رو به واقعیت گرائی نهادند. این نوع داستان ها نیم تاریخی یا تاریخی است و منظور از همه تربیت اخلاقی و پندآموزی بود تا برای شنوندگان وخوانندگان مایۀ عبرت باشد.
سمک عیار ، الف لیلی ، داستانهای سند باد در اصل به زبان عربی اند بعد ازان تراجم شدند. داستانهای تاریخی ، سرگذشت پادشاهان ، داستانهای محلی کشور های مختلف داستانهای عاشقانه هم نوشته شدند.
از لحاظ داستانهای تاریخی، یکی کتاب معروف به نام «چهار مقاله » است که تصنیف احمد بن عمر بن علی نظامی عروضی است. نام اصلی این کتاب«مجمع النوادر » است ولی به سبب مشتمل بودن بر چهار مقاله به نام «چهار مقاله » شهرت یافته است . مصنف این کتاب را به یکی از شهزادگان غوری به نام ابوالحسن حسام علی معنون کرد. سال تصنیف این کتاب 52 – 551 هـ . است کتاب دیگر این سلسله «جوامع الحکایات و لوامع الروایات» نورالدّین / سدید الدّین محّمد عوفی است.
از لحاظ داستانهای تمثیلی سرفهرست «کلیله و دمنه » است. نام «انوار سهیلی» را هم به این ضمن می توان برد. هم چنین «مرزبان نامه» هم دارای داستانهای تمثیلی است. درین کتاب داستانها در زبان جانوران هم بیان شده اند. مصنف این کتاب حاکم طبرستان مرزبان بن رستم بن شروین است.
از لحاظ داستانهای اخلاقی «گلستان سعدی» سرفهرست است که تصنیف لطیف شیخ سعدی شیرازی است. این کتاب پُر ارزش مشتمل بر نظم و نثر است . و دارای یک مقدمه، هشت ابواب و یک خاتمه است. سال تصنیف گلستان 556 هـ . است . این کتاب یک سال بعد از «بوستان» 655 هـ تصنیف شد.
در زبان فارسی بالعموم در فارسی کلاسیک اهل علم در ضمن مطالب علمی قصص و داستان ها بیان می کنند. «اخلاق جلالی» علامه دوانی، «اخلاق محسنی» ملاّ حسین واعظ کاشفی ، «کیمیای سعادت» امام غزالی، اخلاق ناصری نصیر الدّین طوسی، که متعلق به فلسفۀ اخلاق اند. درین کتاب ها ضمناً داستانها و قصص موجوداند. همین ادبیات داستانی در قرن هفدهم میلادی به صورت داستانهای کوتاه رمان Roman در آمد و اکنون بزرگترین شاخۀ ادبیات نثر منثور در سطح تمام جهان شمرده می شود . بیشتر از همه نوع منثور مطرح است .
نور الدّین[2] محمد عوفی
یکی از نویسندگان نامی زبان فارسی نور الدّین محمد عوفی است . نورالدّین محمد بن یحیی بن طاهر بن عثمان العوفی البخاری الاشعری از فضلاء اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم هجری است. وی از اعقاب عبدالرحمن بن عوف از مشاهیر صحابه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است و عوفی بدین روی خوانده شده است . او در بخارا متولّد شد و تحصیلات او در همان شهر صورت گرفت و آن گاه به سفر پرداخت و بسیاری از بلاد ماورا النهر و خراسان و سیستان را دید و به دیدار فضلاء مشهور آن بلاد توفیق یافت. وی در بخارا(ازبکستان) خدمت امام برهان الاسلام تاج الدّین عمر بن مسعود از ائمه آل برهان و امام رکن الدّین مسعود بن محمد امام زاده تحصیل کرد. وی در 597 هجری برای اولین مرتبه از بخارا بیرون شده به سمرقند رفته است در سنه 600 هـ از ماوراالنهر به خراسان افتاده است وسالها در خراسان و سیستان و خوارزم مشغول سیر و سفر بود و تا سنه 607 هـ . در آن بلاد خفت و خیز آمد و رفت داشته است. تا اواخر دورۀ قدرت سلطان محمد خوارزم شاه عوفی در خراسان و ماوراءالنهر بسر می برد و در ضمن ملاقات با رجال به جمع آوری اطلاعات ذی قیمت که در کتابهای خویش ثبت کرده است . در اوان حملۀ مغول او از ماوراء النهر و خراسان گریخته به بلاد سند رفت و به خدمت ناصرالدّین قباچه پیوست . ناصر الدّین قباچه از ممالیک سلطان معز الدّین محمد بن سام غوری بود از جانب او بر ایالت سند و ملتان حکومت می کرد( از سنه 602 تا 625 هـ . ) اُچ پایه تخت او بود که حالا مشمول بخش بهاولپور است. قباچه در پایه تخت خود یک دارالعلوم هم تأسیس کرده بود. وی بسیار فیاض و مهمان نواز و ادب دوست بود. ادبیات فـارسی را خـیلی دوست میداشت و شعرا و ادبا را تشویق می کرد. بدین علّت چندین تن از شعرا و نویسندگان که از فتنۀ مغول فرار کرده به خدمت او پیوستند درمیان ایشان محمد عوفی و قاضی منهاج الدّین سراج، صاحب تاریخ «طبقات ناصری» از همه مشهورتر اند.
عوفی از 617 تا 625 هجری در اُچ به خدمت قباچه بود و در همین ایام کتاب «لباب الالباب» را به نام عین الملک فخرالدّین بن شرف الملک رضی الدّین وزیر ناصر الدّین قباچه تألیف کرد. «لباب الالباب » نخستین تذکرۀ شعرای فارسی است که آن را ، عوفی در 618 هـ تألیف کرد. این تذکره مشتمل بر دو جلد است . جلد اول در شرح حال امرا و سلاطین و وزراء و علمایی که به فارسی شعر گفته اند و جلد دوم در تاریخ احوال و اشعار شعرای فارسی زبان از هر ملک و دیار و مشتمل بر شرح احوال صد و شصت ونُه شاعر می باشد. اهمیت تاریخی این کتاب بیشتر از اهمیت نثری و ادبی آنست زیرا که معتبر ترین و قدیم ترین تذکرۀ شعرا است و تنها کتابی است که راجع به شعرای متقدّمین گمنام معلوماتی مفید به دست ما می دهد و نمونه ای از اشعار آنها در دسترس ما می گزارد.
این معلومات مفید ادبی وتاریخی درین کتاب موجود است و سائر تذکره نویسان ازین کتاب نقل کرده اند. لباب الالباب حاوی بر احوال و اشعار اغلب شعرای مهم فارسی زبان از پیدایش اولین شاعر فارسی گوی تا زمان مؤلف می باشد.
دکتر ذبیح الله صفا در « تاریخ ادبیات در ایران » می نویسد :
«عوفی درین کتاب خیلی بیشتر از جوامع الحکایات به آرایش کلام نظر داشته و دربارۀ شاعرانی که نام آن را آورده به تناسب القاب و نعوت وحتی موارد منشاء آنان به ایراد سجعها و جمله های مزّین مرصع مبادرت کرده است و ازین رو لباب الالباب را باید از حیث سبک نگارش در شمار آثار مصنوع فارسی درآورد»(3)
دکتر ذبیح الله صفا در همین تألیف می نویسد :
«مقدمۀ عوفی بر لباب الالباب نمونه بدیعی است از شیوۀ نثری که مشحون به افکار شاعرانه است که مخصوصاً در اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم در نثر مصنوع رواجی یافته بود»(4)
تألیف دیگر جوامع الحکایات و لوامع الروایات هم یکی از مهم ترین کتب فارسی است که از لحاظ ارزش و جامعیت و سودمندی نظیر ندارد. این کتاب دارای فوائد فراوان تاریخی و ادبی است. و اسنادی که درین کتاب هست در هیچ کتابی موجود نیست، زیرا که امروز تمام مدارکی که آنها را محمد عوفی هنگام تألیف این کتاب در دست داشته ازبین رفته است. وی این کتاب را هم در دربار ناصرالدّین قباچه شروع کرده بود ولی آن کتاب را در دهلی به نام نظام الملک جنیدی وزیر التتمش در حدود 630 هـ به انجام رسانده است . از سه جهت این کتاب از کتب دیگر ممتاز می باشد.
اولاً : اینکه اغلب حکایات تاریخی است .
دوم : اینکه در مضامین و موضوعات بسیار تنوع دارد.
سوم : اینکه تعداد حکایات آن از همه کتب بیشتر است .
این کتاب بزرگ و حجیم در چهار جلد است و هر جلد دارای بیست و پنج باب و بدین طریق جمعاً دارای صد باب است . هر باب مشتمل است بر چند حکایات ومسائل تاریخی و اخلاقی و لطائف و فوائد متفرقه. جمعاً کتاب مذکور بیش از دو هزار ویک صد حکایات تاریخی و ادبی را حاویست و عوفی آنها را باخود شنیده و دیده یا از کتابی و منبعی نقل کرده و در ضمن حکایات نوادر و امثال و اشعاری هم ذکر کرده است. راجع به جوامع الحکایات آقای عباس اقبال در «تاریخ مغول» می نویسد :
«کتاب جوامع الحکایات یکی از مهم ترین کتب فارسی است چه علاوه با انشاء روان و سلیس متضمن بسی حکایات تاریخی معتبر و استخراجاتی از کتب تاریخی مهمی است که از میان رفته »(5)
دکتر صفا در « تاریخ ادبیات درایران » می نویسد :
«عوفی در تألیف این از مأخذ مختلف متعدد در تاریخ و ادب و قصص و حکایات و رجال شعر و نثر استفاده کرده است که بعضی از آنها اصلاً در دست نیست. علاوه برین وی از اطلاعات کثیری که بر اثر سیر در بلاد و ملاقات با فضلا به دست آورده بود نیز در تألیف این کتاب فائده گرفته و بنابرین کتاب او نه تنها از جهت ادبی بلکه از سائر جهات علی الخصوص تاریخ دارای اهمیت فراوان و شایان توجهی است . همین اهمیت سبب شده است که جوامع الحکایات بعد مورد استفادۀ عده یی از مؤلفان از قبیل امین احمد رازی در هفت اقلیم ، منهاج سراج در طبقات ناصری، قزوینی در عجائب المخلوقات ، هندو شاه در تجارب السلف ، حمد الله مستوفی در تاریخ گزیده و نزهت القلوب، و چندین مؤلف معتبر دیگر گردد و سه ترجمه نیز بترکی ازان ترتیب یابد»(6)
عوفی در شبه قاره در نوشتن چنین کتاب اولیت دارد او یک نویسندۀ بزرگ و شاعر هم بود . نویسندگان شبه قاره کثیر الابعاد نبودند عوفی کثیر الابعاد یعنی همه جهت بود. او نویسندۀ اجتماعی ، داستانی و اخلاقی است. درین نوع موضوعاتی عوفی همه گیری داشته است. همه ای زشتیها و زیبائیها در جوامع موجود است و این واقعیت گرائی نه فقط زشتی ها داشت و نه فقط زیبائی را سروکار داشته او همه را بیان کرده است . «جوامع الحکایات » را از سبب همه جهتی دائرۀ المعارف ادبیات فارسی باید گفت درباره ی اغلب اقشار جامعه های بشری حکایت ها در بردارد هم کتاب سیر است هم کتاب اخبار وهم از نظر تاریخی به اهمیت ویژه برخوردار است.
سبک عوفی
ملک الشعرا بهار در سبک شناسی جلد سوم می نویسد:
عوفی را از لحاظ استادی در فن ادب ، شاید نتوانیم در شمار استادان دستۀ نخستین قرار دهیم، زیرا اولاً سبک نثر او یک دست نیست و غث وسمین بسیار دارد. دیگر آنکه مخترع نیست مقلد است ، امّا از یک جهت می توان او را از جمله نویسندگان مرتبۀ اول قرار داد و آن حسن انتخابی است که در دو تألیف مفید و مرغوب خود به عمل آورده است و حسن انتخاب خود از مزایای بسیار عمدۀ هر تألیف و تصنیفی است. لباب الالباب و جوامع الحکایات مانند دو ستارۀ تابان از مشرق ادبیات ایران همواره می درخشند و تا زبان فارسی زنده است علمای فن ادبیات و تاریخ رهین دو کتاب گران بها خواهند بود. سبک حقیقی عوفی را ازلباب الالباب بهتر می شود به دست آورد چه در جوامع الحکایات درست معلوم نمی شود که فلان حکایت از قلم خود اوست یا از کتابی فارسی عیناً نقل شده است » (7).
به قول دکتر ذبیح الله صفا، صاحب « تاریخ ادبیات در ایران »:
«اگر از بعض موارد از دیباچۀ این کتاب یعنی جوامع الحکایات و لوامع الروایات که بنابر اهل زمان با انشای آراسته و مصنوع نوشته می شد بگذریم، باقی این کتاب را با نثری در کمال سادگی و روانی می یابیم، البته کلمات و ترکیبات عربی در همین انشاء ساده به وفور دیده می شود لیکن استعمال آنها از باب نشان دادن مقام ادبی نویسنده به کار نرفته، بلکه از کلمات و ترکیباتی است که در لهجۀ پارسی اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم نفوذ کرده و تقریباً جزو زبان شده بود»(8)
دکتر نظام الدّین در ضمن تحقیق مبسوط خود دربارۀ جامع الحکایات می نویسد:
«عوفی وارث دانش گذشته و ناقل آن به نسلهای متأخر بود»(9)
متأسفانه اصل کتاب هنوز به چاپ نرسیده است لیکن بسیار نسخه های خطّی از آن در ایران و شبه قاره و فرنگستان موجود است یکی از افتخار ملّی پاکستان این است که این هر دو کتاب در سرزمین پاکستان تألیف شده است. از آثار عوفی تنها لباب الالباب و جوامع الحکایات به دست مانده است و از کتاب تاریخ ملوک ترکستان که به نام سلطان قلج طمغاج خان تألیف کرده ، اثری پیدا نیست جز قطعه ای که عوفی خود در جوامع نقل کرده است . کتابی هم در «خواص اشیا» نوشته است که همچون تاریخ ملوک وی ناپیداست و قطعه ای از آن نیز درجوامع مندرج است.
درباره ی تألیف دیگرش ترجمۀ الفرج بعد الشدت دکتر صفا می نویسد:
این کتاب را اصلاً قاضی ابو علی محسن بن علی بن محمد بن داود التنوخی (م 384 هـ ) به عربی نوشت و عوفی آنرا به پارسی درآورد و درین باره در باب هفتم از قسم چهارم جوامع الحکایات گفت « قاضی محسن تنوخی کتاب الفرج بعد الشدۀ را تألیف کرده است اندرین معنی و آن کتابی مرغوب است و مؤلف آن کتاب را به لغت پارسی ترجمه کرده است و بیشتر حکایات درین مجموع مسطور است »(10)
«الفرج بعد الشدۀ » بعد از ترجمۀ سدید الدّین عوفی در زبان فارسی بار دگر ترجمه شد و مترجم آن حسین بن سعد بن الحسین المویدی الدهستانی است. این ترجمه مشتمل بر سیزده باب است و از انتشارات علمیه اسلامیه تهران چاپ شده است .
دربارهی «مدایح السلطان » آقای دکتر جعفر شعار می نویسد :
«امّا از مدایح السلطان که کتابی منظوم بر وزن و روش حدیقۀ الحقیقت سنائی که خود عوفی در جوامع بدان اشاره کرده است ، تنها چار بیت باقی است » (11)
چنانکه عوفی خود می نویسد:
«و داعی دولت این معنی را در کتاب مدایح السلطان لباس نظم پوشانیده است »
چنانکه از « مدایح السلطان » روشن است محمد عوفی شاعر هم بوده و از اُو قصیدهای در لباب الالباب درج است و از اشعار او در جوامع الحکایات بسیار دیده می شود .
مآخذ و منابع
1 – شعر العجم از شبلی نعمانی ، علامه ، اعظم گر: مطبع معارف به اهتمام مسعود علی ندوی، طبع چهارم ، 1359 هـ به مطابق 1940م ، جلد اول ص 28.
2 – Introduction to the Jawami al Hikayat; Mohammad Nizamud' Din , London 1929.
گزیدۀ جوامع الحکایات و لوامع الروایات از عوفی محمد سدید الدّین، به کوشش جعفر شعار دکتر ، مطبع چاپ خانه آذر، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ، چاپ اول 1363
3 – تاریخ ادبیات در ایران از صفا، ذبیح الله دکتر ، تهران ، انتشارات فردوس خیابان مجاهدین اسلام ، 1367 جلد دوم ، ص 1029 .
4 – همان ، ص 1030
5 – تاریخ مغول / تاریخ مفصل ایران از عباس اقبال ، مؤسسه چاپ و انتشارات امیر کبیر ، چاپ دوم : 1341هـ . ش ، جلد اول ص 519.
6 – تاریخ ادبیات در ایران از صفا ، ذبیح الله دکتر، تهران، انتشارات فردوس ، 1367 جلد دوم ، ص 1028.
7 – سبک شناسی / تاریخ تطوّر نثر فارسی از بهار ، محمد تقی ، تهران ، مؤسسه چاپ و انتشارات امیر کبیر چاپ دوم : 1337 جلد سوم ، ص 38 – 37
8 – تاریخ ادبیات در ایران از صفا ، ذبیح الله ، دکتر ، تهران ، انتشارات فردوس ، چاپ یازدهم : 1371 ، جلد دوم ص 1028.
9 – گزیدۀ جوامع الحکایات و لوامع الروایات از عوفی ، سدید الدّین محمد به کوشش جعفر شعار، دکتر، مطبع چاپ خانۀ آذر ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ، چاپ اول 1363 ، ص 7.
10 – تاریخ ادبیات در ایران از صفا ، ذبیح الله دکتر ، تهران ، انتشارات فردوس، چاپ یازدهم : 1371 جلد دوم ، ص1030
11 – گزیدۀ جوامع الحکایات و لوامع الروایات از عوفی ، سدید الدّین ، محمد به کوشش جعفر شعار ، دکتر ، مطبع چاپ خانۀ آذر ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ، چاپ اول 1363 ، ص 11.
*****